الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
506
الغدير ( فارسى )
- پس همانجا در ميان صحابه و ياران به پاى خاست ، و با صداى بلند حمد و ثناى خدا بر زبان آورد . - و با دست راست خود دست چپ حيدر كرار را بلند كرد ، و با صداى بلند و كلام فصيح ندا درداد و فرمود : - هركه را من پيشوا و رهبرم ، حيدر كرار نيز پيشواى اوست ؛ مباد كه از اين سفارش روى برتابيد . - آيا كسى جز على عليه السّلام افتخار پيدا كرد كه مرغ بريانشده را با پيمبر ميل كند ؟ - ستاره در خانهء او درخشيدن گرفت ، و آشكارا شب ظلمانى از اين درخشش ، نورانى و روشن شد . - او از ديرباز ، همچون نورى در عرش خدا مىدرخشيد و خداى را تكبير و تهليل مىگفت . - و همواره در ميان خداپرستان و نيايشگران سير مىكرد و اين نور ، اصلاب پاك و مطهر را درمىنورديد . شاعر قصيده ديگرى در مدح امير مؤمنان عليه السّلام دارد ، بالغ بر چهل و دو بيت كه از آن جمله است : - پيوسته عشق او را در دل پوشيده مىدارم ، اما اشك اين راز نهفته را فاش مىكند . - پرتوهاى آن وقتى درخشيدن گيرد ، گويى از گيسوى تيرهء شب ، صبح نورانى هويدا شده است . - شيرينى چهرهء زيبا و نورانىاش كه عطش ديدار را فرومىنشاند ، شيرينى عسل را رسوا كرده است . - زيباترين لالهها بر گونههايش شكفتهاند ، و گل آس بر صورتش سايه افكنده است . - ملامتگر من در اين عشق به عذرخواهى برخاست و معذورم داشت ، و سخنچين حرفگير از سخن خود برگشت و زبان به تحسين گشود . - آنگاه كه با پيكرى زيبا دامنكشان مىخرامد ، شاخساران بر خود مىلرزند ، و از زيبايى